خریداران نفت ایران در این کشور آسیایی گروهی از پالایشگاههای خصوصی مستقل هستند که به شرکتهای بزرگ چینی دارای روابط تجاری بین المللی مرتبط نیستند و خارج از سیستم مالی بین المللی تحت کنترل آمریکا فعالیت میکنند. بنابراین، تشدید دوباره تحریمها ممکن است رویکرد کاملا مؤثری نباشد؛ زیرا این پالایشگاهها همچنان نفت ایران را با تخفیفهای قابل توجه دریافت میکنند و به احتمال زیاد به سیستمهای تسویه حساب مبتنی بر پرداخت به یوان چین یا سیستم پایاپای متوسل میشوند که آنها را از دسترس تحریمهای آمریکا دور نگه میدارد.
به گزارش نفت ما، دولت ترامپ همانطور که پیشتر اعلام کرده بود شرکت هایی که در صادرات نفت خام ایران به چین نقش دارند، هدف تحریم قرار خواهند گرفت. وزارت خزانه داری آمریکا روز 6 فوریه اعلام کرد، افراد و شرکت های کشتیرانی چین، هند، امارات متحده عربی و سایر کشورها را به علت مشارکت در صادرات نفت خام تهران به پکن تحریم خواهد کرد. وزارت خزانه داری آمریکا ادعا کرد که این اشخاص حقیقی و حقوقی به نمایندگی از بخش نظامی ایران و شرکت های وابسته به آن نفت خام ایران را می فروشند. هدف از این دستور اجرایی جدید ترامپ، به صفر رساندن درآمد صادرات نفت ایران است. برای این منظور، سیستمی از اقدامات سختگیرانه علیه ناقضان رژیم تحریم ها در نظر گرفته شده است. فهرست آنها توسط وزارت خزانه داری آمریکا تهیه شده است که براساس دستور اجرایی ریاست جمهوری، تحریم های ویژه ای را علیه تعدادی از افراد و سازمان ها وضع کرده است.
ترامپ و بازرسی دریایی تانکرهای منتقل کننده نفت ایران
دونالد ترامپ از زمان بازگشتش به کاخ سفید وعده احیای «فشار حداکثری» علیه ایران را داده و اعلام کرده هدف قرار دادنِ تجارت نفتی تهران جز اولویتهایش است. رویترز در گزارشی اختصاصی در 6 مارس اعلام کرد که دولت ترامپ به دنبال ایجاد تاخیر در نقل و انتقال نفت ایران به وسیله بازرسی تانکرهاست. رویترز با نقل شش منبعی که نام نبرده، میکوشد از قراردادی که در سال 2003 امضا شد و به دنبال جلوگیری از تکثیر سلاحهای کشتار جمعی است استفاده کند تا انتقال نفت ایران را با تأخیر مواجه کند و فشار را بر حلقه تأمین طرفهای معامله افزایش دهد. مطابق این گزارش، تانکرها برای بازرسی در خطوط اصلی دریایی و نقاط کلیدی مانند تنگه مالاکا Μalacca متوقف خواهند شد.
براساس گزارش رویترز منابعش به او گفتهاند که هدف این کار به تأخیر انداختن صادرات نفت ایران و دشوار ساختن برآوردن تعهدات قرارداد است. تصور کلی اینست که این اقدام شبکههای تأمین و درآمدهای حیاتی ایران از صادرات نفت را دچار اختلال خواهد کند. یکی از منابع به رویترز گفت که صادرات میتواند تا ۷۵۰ هزار بشکه در روز کاهش پیدا کند.
گفته شده ایران، به رغم تلاشهای غرب برای افزایش تحریمها، بیش از 50 میلیارد دلار در هر یک از دو سال گذشته از صادرات نفت کسب کرده است. به علاوه سایت tankertrakers اوایل هفته گذشته گزارش داد که براساس محاسباتش «صادرات نفت خام ایران در ماه فوریه 2025 در مقایسه با ژانویه 50 درصد افزایش داشت.»
ناوگان تانکرهای در خدمتِ تجارت نفت ایران نیز در حال گسترش است. گروه UANI دارای یک پایگاه اطلاعاتی معتقد است از زمان تهیه این پایگاه دادهای در سال 2020، بالغ بر 70 تانکر را به لیست خود اضافه کرده است. امروز این لیست به 510 تانکر افزایش پیدا کرده که بسیاری از آنها از پرچمهای دروغین استفاده میکنند. بر اساس محاسبه سایت TankerTrackers.com ایالات متحده «فقط 234 مورد (یا 45 درصد) از 522 تانکر درگیر در تجارت نفت ایران را تحریم کرده است.»
ایران مکررا تهدید به پاسخ کرده و از جمله به تواناییاش در بستنِ تنگه هرمز اشاره کرده است. ایران در سالهای اخیر پس از تلاش ایالات متحده برای توقیف محمولههای نفتی، به سیاست مقابله به مثل روی آورده و تانکرهای نفت را در خلیج فارس توقیف کرده است. پس از آنکه ایالات متحده یک محموله نفتی را در آبهای یونان متوقف کرد، ایران نیز دو تانکر یونانی و خدمهشان را برای یک دوره طولانی متوقف نمود. دادگاههای یونان، ایالات متحده را مجبور کردند محموله نفتی را آزاد کند ولی هنگامی که ایالات متحده یک محموله دیگر را متوقف کرد، ایران نیز تانکرهای بیشتری را از جمله یک تانکر ذیل Chevron Charter توقیف کرد.
رویترز سخنرانی رئیس جمهور ایران، مسعود پزشکیان را ذکر میکند که در آن او تلاشهای جدید ایالات متحده برای توقف صادرات نفت ایران را تصدیق کرده است. دولت ترامپ در هفتههای ابتدایی روی کار آمدنش دو موج تحریم علیه ایران تصویب کرد، از جمله دهها تانکر را هدف قرار داد که مدعی بود در نقل و انتقال کشتی به کشتی دخیل هستند. پزشکیان گفت تحریم های جدید نااطمینانیها را در مورد چگونگی خالی کردن محمولههای نفتی ایجاد کرده است.
ایران با انطباق با تحریمها و اتخاذ اقدامات جدید در برابر تحریمها، تابآوری زیادی نشان داده است. بلومبرگ این هفته گزارش داد که ایران در حال افزایش تانکرهای Aframax و Suezman در مقابل تانکرهای VLCC است. گزارش به 8 تانکر کوچکتر که در فوریه در نقل و انتقال نفت دخیل بودند اشاره دارد و معتقد است این کشتیهای انعطافپذیری بیشتری به ایران میدهد. این کشتیها میتوانند نفت را به بندرهای کوچکتر چین برسانند.
افشای خریداران چینی نفت ایران
چین در شرایط تحریم، عملا مسوول حفظ رژیم ایران از طریقِ خرید نفت است. میزان خرید نفت از سوی چین بیش از 140 میلیارد دلار از زمان آغاز ریاست جمهوری بایدن در ژانویه سال 2021 بوده است. از هر پنج بشکه نفت صادراتی ایران یکی به چین صادر شده است. این مساله به رغم تحریمهای ایالات متحده بوده است که مجددا در سال 2019 اعمال شد و در دولت فعلی ترامپ نیز حفظ شدهاند. هدف آنها به صفر رساندن صادرات نفت ایران است. چین با ادامه وارد کردن میلیونها بشکه نفت در روز که احتمالا حتی بیش از میزانی است که این تجارت مشمول تحریم ایالات متحده نبوده به عنوان منجی تهران عمل کرده است.
گرچه ائتلاف «اتحاد علیه ایران هستهای» (UANI) 400 نفتکش خارجی از «ناوگان اشباح» را شناسایی کرده که به تسهیل تجارت کمک میکنند، ولی شناسایی خریداران دشوار بوده است. اما UANI به اسنادی دست پیدا کرده که دیدگاههایی را در مورد طرف تقاضای این تجارت غیرقانونی و پولساز ارائه میدهد. این منبع دادههای ریز و منظم به روزشدهای را در مورد خریدارانِ چینی نفت ایران در اختیار میگذارد.
خریداران
دادههایی که UANI به دست آورده و مرور کرده حاکی از آنست که نفت ایران به شکل رسمی از طریق پتروپالایشگاههای Teapot «قوری چای» که غیردولتی و نیمهخصوصی هستند وارد میشود. «قوریها»] پالایشگاههای کوچک[در اصل اجازه داشتند نفت خام وارد کنند و سهمیه وارداتشان از سوی مقامات مرکزی پکن تعیین میشد. واردات در جولای 2015 آغاز شد و از آن زمان آژانس برنامهریزی اقتصادی چین سالانه دهها مجوز جدید صادر کرده است. برآوردها تعداد پالایشگاههای کوچک حدود 150 مورد است.
امروزه پالایشگاههای کوچک تقریبا یکپنجم نیاز نفتی چین را وارد میکنند. حدود 70 درصد از نفتِ پالاشگاههای کوچک در استان شرقی شاندونگ Shandong در جنوب بیجینگ و در شمال شانگهای فرآوری میشود. پالایشگاههای کوچک برای خریدهایشان تخفیف میگیرند حداقل 4 دلار پایینتر از قیمتِ نفت برنت.
این واقعیت که پالایشگاههای کوچک -و نه بازیگران بزرگ دولتی۔ بخش بزرگی از نفت ایران را وارد میکنند از منظر چین قابلفهم است. از آنجایی که ایالات متحده در گذشته تحریمهایی علیه واردات با مالکیت دولت چین، مانند مانند ژوآی ژنگرونگ Zhuhai Zhenrong اعمال کرده، واردات از طریق دهها شرکت کوچک «غیردولتی» به مبهم نگهداشتن نقش دولت چین کمک میکند و شرکتهای بزرگ را از بازرسی، مسوولیت و تحریمهای مربوطه مصون نگه میدارد. شرکتهای کوچک را به دلیل اینکه کوچک هستند و عملکرد تجاری محدودی دارند، نمیتوان به راحتی کشف کرد و در معرض نظام مالی ایالات متحده قرار داد. تحدید تحریم به دلیل فقدانِ اعمال آنها از سوی ایالات متحده عاملی است که بازدارندگی به مراتب کمتری دارد.
ارزیابی
در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ (2017-2021)، نفت ایران به طیف وسیعی از کشورهای جهان از جمله چین، هند، کره جنوبی، ترکیه و سایر کشورها از جمله کشورهای اروپایی صادر میشد. زمانی که اولین دولت ترامپ تحریمها را دوباره علیه ایران اعمال کرد، تمام این کشورهای ذکر شده به جز چین از این تحریمها تبعیت کردند. این امر به سقوط سریع صادرات نفت ایران منجر شد. در حال حاضر 90 درصد صادرات نفت خام ایران به یک کشور صورت میگیرد و آن هم چین است.
مهمتر از این، خریداران نفت ایران در این کشور آسیایی گروهی از پالایشگاههای خصوصی مستقل هستند که به شرکتهای بزرگ چینی دارای روابط تجاری بین المللی مرتبط نیستند و خارج از سیستم مالی بین المللی تحت کنترل آمریکا فعالیت میکنند. بنابراین، تشدید دوباره تحریمها ممکن است رویکرد کاملا مؤثری نباشد؛ زیرا این پالایشگاهها همچنان نفت ایران را با تخفیفهای قابل توجه دریافت میکنند و به احتمال زیاد به سیستمهای تسویه حساب مبتنی بر پرداخت به یوان چین یا سیستم پایاپای متوسل میشوند که آنها را از دسترس تحریمهای آمریکا دور نگه میدارد.
علاوه بر این، تحت پوشش قرار دادن تمامی رویکردهای شبکهای که ایران طی سالهای گذشته برای درهم شکستن تحریمها ساخته که متشکل از شرکتهای وهمی، دلالها، ناوگانهای سایه و دفاتر انتقال پول در سراسر جهان میباشد، آسان نخواهد بود.
ماههای پایانی عمر دولت بایدن گواه این مساله است. به این ترتیب که تحریم ۲۳ نفتکش مورد استفاده برای انتقال نفت ایران به چین در پاسخ به حمله موشکی ایران به اسرائیل در اکتبر سال گذشته تنها تاثیری محدود بر صادرات نفت ایران به چین داشت. تهران بازی را به خوبی بلد است و اقدامات آمریکا دیگر مانع از ادامه آن نمیشود. از اینرو، میتوان گفت موفقیت اقدامات مورد انتظار واشنگتن علیه تهران تا حد زیادی به نقش چین به عنوان خریدار نفت ایران بستگی دارد.
نیاز پکن به نفت ایران با قیمت پایین و رقابت استراتژیکش با واشنگتن نشان میدهد که در برابر تلاشها برای محدود کردن این تجارت مقاومت خواهد کرد. علاوه بر این، هدف قرار دادن شرکتهای چینی درگیر در تجارت نفت ایران میتواند تنشها بین آمریکا و چین را افزایش دهد و این امر روابط دیپلماتیک گستردهتر را پیچیده میکند، بهویژه اگر واشنگتن قصد داشته باشد نسخه جدیدی از جنگ تجاری با پکن را آغاز کند.
از سوی دیگر، موفقیت نسبی تحریمهای مورد انتظار آمریکا علیه ایران به این معناست که نیاز به جبران کمبود ناشی از کاهش صادرات ایران نفت وجود دارد. این امر احتمالا آمریکا را به هماهنگی با کشورهای عربی خلیج فارس برای جبران این کمبود سوق میدهد. با توجه به تجربههای تاریخی قبلی تهران ممکن است از این سیگنال خرسند نشود.